من دلقک بازنشستهی رقتانگیزیام
جوکهایم تکراری
و شیرینکاریهایم خاطرتان را تلخ میکند
من دلقک بازنشستهی رقتانگیزیام
که وقتی حرف میزنم و و خاطرات خندهدار جوانیام را برایتان تعریف میکنم
یا اشکم در میآید
یا اشکتان را در میآورم
دختر جوان، هدفون را در گوشهایش فرو میکند و زمزمه میکند:
- «چه دلقک رقتانگیزی
دیگر باید بازنشسته شود.»
جوکهایم تکراری
و شیرینکاریهایم خاطرتان را تلخ میکند
من دلقک بازنشستهی رقتانگیزیام
که وقتی حرف میزنم و و خاطرات خندهدار جوانیام را برایتان تعریف میکنم
یا اشکم در میآید
یا اشکتان را در میآورم
دختر جوان، هدفون را در گوشهایش فرو میکند و زمزمه میکند:
- «چه دلقک رقتانگیزی
دیگر باید بازنشسته شود.»